
چند سالی هست که دیگه اینجا فعال نیستم و گاهی یادم میره که اصلا همچنین جایی وجود داره یا نه
بعد از 12 سال تصمیم گرفتم دیگه به نوشتن اینجا ادامه ندم و برای همیشه اینجارو به خاطراتم بسپارم
ممنون از بلاگفا که این همه سال منو تحمل کرد ![]()
بدرود
برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور
بعد از 14 ماه اومدن و نوشتن در اینجا حس عجیبی داره برام...
تنها جایی بود که تو تمام ناراحتیا و غم ها و درموندگیام، می تونستم راحت حرفمو بزنم...
و سخته که دوباره رسیدم به اون نقطه از زندگی که برام هیچ چیز خوشحال کننده نیست...
جایی که دیگه نه انگیزه دارم، نه توان بلند شدن برای تلاش کردن...
31 سال از زندگیم همش با وعده ها و امیدهای الکی رفتم جلو...
برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور
همیشه فکر میکردم 30 سالگی خیلی سن عجیبیه....خیلیا تو این سن خونه دارن، ازدواج کردن، ماشین دارن، سال ها کار کردن و....اما درسته هیچکدوم رو ندارم الان...ولی هرچی مخواستم و هدفایی که داشتم بهشون رسیدم...و این برام با ارزش دارایی من در روز تولدم هست...+ این پست هم نوشتم تا بماند یادگار به عنوان آخرین تولد رسمی من در ایران
برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور
هنوزم هم تو دنیا هستند آدم هایی که انگار آفریده شدند که به بقیه حس های خوبی بدن...آدم هایی که هیچ انتظاری ازشون نداریم...ولی با یه کار کوچیکشون دل ماهارو خوشحال میکنن...اگر همچنین آدم هایی دیدین که اطرافتون هستند قدرشون رو بدونیم...شاید دیگه دنیا همچنین آدم هایی رو به دنیا نیاره...
برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور
برنامه زیاده... ولی مرد عمل میخواد و بس... + سال نو مبارک...
برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور
برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور
برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور
1399
+ Just Do It
برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور


برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور


برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور
باور وجودی من جمله بالاست...هر چیزی...در زمان مناسب خودش اتفاق میفته...شرایطی که در دنیا الان حاکم شده و برنامه ریزی میلیون ها نفر رو بهم ریخته...ولی ایمان دارم هرچیزی در زمان مناسب خودش اتفاق میفته..
برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور
میگن در نا امیدی، امید است...
اما اگر این نا امیدی شامل بازه سه ماه باشه چی...
اگر از خدا شاکی باشی، باید پیش کی شکایت کنی...؟
کفر و ناسپاسی نمی کنم، فقط خسته شدم. همین!
برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور
یک گره که باز نمیشه
همین.
برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور
همیشه با خودم فکر می کردم سکوت آرامش میاره...و آرامش افکار خوب...اما دنیای وارونه گاهی برعکسش عمل میکنه...سکوتی که آرامش رو ازت می گیره...هرچند گاهی باید به این سکوت ها اجازه ورود به زندگیامون رو بد
برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور
دلم سفر میخواهد...
سفری با اتوبوس...
سفری که تو بشی سیمینم...
و من جلالت....
و اینگونه ساده عاشق شد...
+ هرتامولر و سیمین! 27 شهریور 98
برچسب:
نویسنده: بهار رضاپور